پل ریکور (به فرانسوی: Paul Ricœur) (زادهٔ ۲۷ فوریه ۱۹۱۳ – درگذشتهٔ ۲۰ مه ۲۰۰۵) فیلسوف و ادیب برجستهٔ فرانسوی بود که با ترکیب شرح‌های پدیدارشناختی با تفاسیر هرمنوتیک شناخته شده‌است. ریکور در کنار هانس-گئورگ گادامر به‌عنوان برجسته‌ترین متخصصان هرمنوتیک در قرن معاصر شناخته می‌شوند. امانوئل مکرون رئیس‌جمهور فعلی فرانسه، از دستیاران و شاگردان ریکور بود.
پدر پل ریکور در جنگ جهانی اول کشته شد و مادرش نیز در کودکی او درگذشت و پل کوچک توسط پدربزرگ و مادربزرگ خود بزرگ شد. پل ریکور در دانشگاه سوربن فرانسه درس خواند. وی یک مدرک دکترا در فلسفه و یک مدرک دکترا در ادبیات اخذ کرد.
او متخصص دو حوزه فلسفه و ادبیات است و می تواند الگوی فکری خوبی برای پراکسیس باشد

یکی از ثار بسیار مهم ریکور «فروید و فلسفه: مقاله‌ای در مورد تفسیر» است که به تعبیر ریچارد برنشتاین، جامع‌ترین کتابی است که تا کنون به بررسی آراء و دیدگاه‌های فروید پرداخته است.
ریکور در این کتاب تلاش می‌کند تا مفهوم «روانکاوی» را در چهارچوب «هرمنوتیک» توسعه دهد
بررسی این کتاب تز میان آثار ریکور به همین جهت برای موسسه ققنوس اهمیت دارد

ریکور می گوید از میان معانی متکثر، به‌معنای باطنی «در ورای حضور چندمعنایی متن» برسیم.
ریکور معتقد است هرمنوتیک باید از خلال معانی، رمز‌ها، سمبل‌ها و نشانه‌ها با رویکرد سوء‌ظن و شکاکیت متن را بنگرد؛ نباید فریب ظاهر معانی و نشانه‌ها را خورد و همواره ظاهری‌ترین معانی را با شکاکیت -و نه پذیرش محض- مورد خوانش قرار داد. ریکور این نوع هرمنوتیک را «هرمنوتیک سوء‌ظن» می‌نامد که راه‌حلی برای کشف حقیقت ورای نمادها است

ریکور استدلال می‌کند که روان‌کاوی را نه به‌عنوان یک علم مشاهده‌ای، بلکه به‌عنوان یک «تفسیر» که به تاریخ شبیه است تا روان‌شناسی، درک کرده‌است.
او از روان‌کاوانی انتقاد می‌کند که این را به‌عنوان پاسخی به استدلال‌هایی مبنی بر غیرعلمی بودن روان‌کاوی قبول نمی‌کنند

او مانند مارکوزه، ریف و فلوگل، روان‌کاوی را «تفسیر فرهنگ» می‌داند، اما برخلاف آن‌ها، دغدغه اصلی او «ساختار گفتمان فرویدی» است.
ریکور اهداف اصلی خود را تبیین ماهیت و هدف تفسیر در روان‌کاوی، نشان دادن این‌که تفسیر روان‌کاوانه به چه درکی از ماهیت انسان می‌انجامد، و بررسی این‌که آیا تفسیر فروید از فرهنگ با سایر تفاسیر سازگار است یا خیر، بیان کرد

ریکور معتقد است که یکی از اهداف فروید «تفسیر مجدد همه تولیدات روانی مربوط به فرهنگ، از رؤیاها، از طریق هنر و اخلاق، تا دین» بود.او با بحث در مورد نظریه رؤیاهای فروید، می‌نویسد که فروید از رؤیاها به‌عنوان الگویی برای همه ابراز مبدل خواسته‌های انسانی استفاده می‌کند

از نظر ریکور، کار فروید را می‌توان با فیلسوفان کارل مارکس و فردریش نیچه مقایسه کرد. او از این سه نفر به‌عنوان استادان «مکتب سوءظن» یاد می‌کند و استدلال می‌کند که علی‌رغم تفاوت‌هایشان، ناسازگاری ظاهری ایده‌هایشان، و علی‌رغم سوءتفاهم‌هایی که از نتیجه‌گیری‌هایشان صورت می‌گیرد، همه آن‌ها آگاهی را در درجه اول آگاهی کاذب می‌دانند و به‌دنبال توضیح آن هستند. فرایند و ابزاری برای رمزگشایی آن با هدف گسترش آگاهی فراهم می‌کند.

ریکور استدلال می‌کند که می‌توان روانکاوی را به‌عنوان یک «انرژی» درک کرد، از این نظر که مستلزم «تبیین پدیده‌های روانی از طریق تضاد نیروها» است و هم به‌عنوان «هرمنوتیک»، به این معنا که مستلزم «تفسیر معنای ظاهری از طریق معنای نهفته» است.»
این کار ریکور که توانسته است روانکاوی را با هرمنوتیک همراه کند بسیار ارزشمند است چون با چنین تلاشی می توانیم به یک رویکرد پراکسیسی (اندیشه معطوف به عمل ) نایل آییم
جلسات تخصصی ققنوس معطوف به چنین هدفی است

محقق ارجمند جناب آقای آقاجان نژاد مدتی است روی ترجمه این اثر کار می کند و در سومین جلسه روان شناسی و فلسفه ققنوس به بررسی این اثر در قالب سوالات زیر می پردازد.

۱. تفسیر به صورت کلی چیست؟
۲. تفسیر از دیدگاه ریکور چیست
۳. تفسیر از دیدگاه فروید چیست؟
۴. رابطه ی بین تفسیر فلسفی و روانکاوانه چیست؟
۵. از دیدگاه ریکور, تفسیر چه رابطه ای با میل(جنسی) در فروید دارد؟
۶. تفسیر فلسفی چگونه در روانشناسی و زندگی روزمره ی ما اثر میگذارد؟

Post a comment

Your email address will not be published.

پست های مرتبط